لغت نامه دهخدا
قوروت. ( ترکی، اِ ) کشک. ( سنگلاخ ). قروت. رجوع به آن دوشود. || امر است از خشک کردن. ( سنگلاخ ).
قوروت. ( ترکی، اِ ) کشک. ( سنگلاخ ). قروت. رجوع به آن دوشود. || امر است از خشک کردن. ( سنگلاخ ).
( اسم ) کشک.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 قوروتما ترلی عذارین ایچینده باده ناب که گل کیمی یاراشور چهره پرآب سنه