کلمه «قندک» در متون کهن فارسی دارای دو معنای اصلی است. نخست، به چراغ کمفروغی گفته میشود که عیاران (طبقه خاصی از مردم ایران بودند و با شجاعت، جوانمردی، حمایت از درماندگان و چالاکی شناخته میشدند و در دستههای منظم اجتماعی و نظامی سازمان مییافتند) برای روشنایی مختصر استفاده میکردند و در منابعی مانند آنندراج و بهار عجم به آن اشاره شده است. این چراغ نماد روشنایی ضعیف و محدود در مکانهای تاریک یا مخفی بوده و در ادبیات به کاربرده شده است. دوم، قندک به نوعی سیب کوچک، نرم، سپید، معطر و زودرس نیز گفته میشود که طعم خوش و عطر دلپذیری دارد و در فصل مناسب برداشت میشود. هر دو معنا، چه چراغ کمفروغ و چه سیب کوچک و معطر، به ویژگی ظرافت، کوچک بودن و لطافت اشاره دارند. واژه قندک در متون ادبی و علمی بافت فرهنگی و روزمره مردم را منعکس میکند. بنابراین، قندک هم نمادی از روشنایی اندک و هم نوعی میوه خوشطعم و زودرس است که در زبان فارسی ثبت شده است. این واژه نشاندهنده دقت در توصیف اشیاء و طبیعت و اهمیت ظرافت و کیفیت در فرهنگ ایرانی است.
قندک
لغت نامه دهخدا
قندک. [ ق َ دَ ] ( اِ ) چراغ کم فروغی که عیاران دارند. ( آنندراج ) ( بهار عجم ): بزودی قندک عیاری برافروزند که در این سردابه بوی نفسی و نشان کسی هست. ( ظهیرای تفرشی ). || قسمی سیب کوچک و نرم و سپید و معطر و پیش رس. ( یادداشت مؤلف ).
قندک. [ ق َ دَ ] ( اِخ ) دهی است از دهستان پایین جام بخش تربت جام شهرستان مشهد، واقع در 27هزارگزی جنوب خاوری تربت جام و 3هزارگزی شمال شوسه نظامی تربت جام به جنت آباد. موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است. سکنه آن 208 تن است. آب آن از قنات و محصول آن غلات، پنبه و شغل اهالی زراعت و مالداری است.راه مالرو دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 9 ).
فرهنگ فارسی
دهی از دهستان پایین جام بخش تربت جام شهرستان مشهد واقع در ۲۷ هزار گزی جنوب خاوری تربت جام و ۳ هزار گزی شمال شوسه نظامی تربت جام به جنت آباد موقع جغرافیایی آن جلگه و هوای آن معتدل است.