قضائی
مترادفها
دادستانی، حقوقی
فرهنگ فارسی
( صفت ) منسوب به قضا مربوط به داوری و قضاوت: امور قضائی.
جمله سازی با قضائی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 صادق لاریجانی در دوران ریاست قوهقضائیه، به داشتن ۶۳ حساب بانکی و هزار میلیارد تومان پول توسط محمود صادقی، نماینده مردم تهران در مجلس شورای اسلامی متهم شد.
💡 روز خون ریز من آمد ز شبیخون قضا خون بگریید که رد خون قضائید همه
💡 بجای جهد قضائی که بشکنی تدبیر بجای عهد وفایی که نشکنی پیمان
💡 جهان میان دو دست تو اندرست که تو بدست راست قضائی، بدست چپ قدری
💡 ز نجات دست کوته به هلاک پای محکم بد و نیک را به سر بر نرود چنین قضائی
💡 ای آنکه بتقدیر بود امر تو توام وی آنکه بتحقیق تو همدست قضائی
💡 قوه قضائی باید تمامی تلاش خود را به کار گیرد تا عدالت را به گونهای اجرا کند که اعتماد مردم به سیستمهای قانونی و حقوقی حفظ شود.
💡 تصمیمات نهایی در پروندههای پیچیده حقوقی، تنها پس از طی شدن مراحل مختلف و بررسیهای دقیق توسط نهادهای قضائی و دادگاهها صادر خواهد شد.
💡 اصلاحات در قوانین موجود و تقویت ساختارهای قضائی، از جمله ضرورتهای اصلی برای بهبود وضعیت حقوق بشر و اجرای عادلانه قانون در جامعه است.