قبیح به معنای زشت، ناپسند یا ناپذیرفتنی است و معمولاً برای توصیف رفتار، ظاهر یا اخلاقی به کار میرود که مخالف معیارهای زیبایی یا اخلاقی جامعه است. این کلمه بار معنایی منفی دارد و نشاندهنده چیزی است که از نظر عقلی، اخلاقی یا ظاهری ناپسند شمرده میشود.
از دیدگاه اجتماعی و اخلاقی، قبیح به اعمال و رفتارهایی گفته میشود که برخلاف هنجارها و ارزشهای پذیرفتهشده جامعه هستند. چنین رفتارهایی معمولاً مورد انتقاد یا تقبیح قرار میگیرند و نشاندهنده ضعف یا ناپسندی اخلاقی فرد است.
کلمه قبیح در ادبیات و گفتار برای تأکید بر ناپسندی و زشتی موضوع به کار میرود. استفاده از این واژه باعث برجسته شدن تفاوت میان آنچه ناپسند و آنچه پسندیده است میشود و نقش مهمی در توصیف اخلاق و رفتار انسانها دارد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 چو بزم وصل می صاف نیست گرچه بود به وصف کوثر و جنت هزار فعل قبیح
💡 خدا قبیح کند روی دشمنان تو را عطا کند به محبان تو خصال حسن
💡 فاطمه معصومه تا آخر عمر، هیچگاه ازدواج نکرد؛ اما از آنجا که آموزههای اسلام دعوت به ازدواج نموده و از ترک این سنت، نهی کردهاست و آن را قبیح برمیشمرده، برای خودداری از ازدواج توسط فاطمه معصومه توجیههایی شمرده شدهاست.
💡 منعم از عشق جوانان مکن ای ناصح پیر بس قبیح است که پیری کهن از دین گذرد
💡 اسماعیل بزاز، یا در اواخر عمر حاج اسماعیل بزاز، از جمله مشهورترین دلقکهای دربار ناصرالدین شاه قاجار بود، که از اهالی شهر اصفهان محسوب میشد و در دربار شاه، به کار تقلید و مسخرگی و لودگی اشتغال داشت. از شوخیها و اعمال قبیحی که وی، به منظور خنداندن شاه و درباریان انجام میداده، مطالب بسیاری در تاریخ قاجاریه ذکر شدهاست که نمونههایی از آن را میتوان در کتاب یادداشتهای روزانه اعتمادالسلطنه مشاهده نمود.
💡 وعاظ و عرفای آن زمان از بیان الفاظ زننده یا هزلآمیز هیچ ابایی نداشتند. مثلاً مولوی، شمس تبریزی، و سنایی هر سه از ناسزای «غَرخواهر» در آثارشان استفاده کردهاند که در زمانهٔ خود امری مقبول و رایج بود. مولوی در غزل زیر از دیوان شمس، برای خوار کردن دشمنان از الفاظ و عبارات «قبیح» استفاده کردهاست.