لغت نامه دهخدا
برگی جهان. [ ب َ ج َ ] ( اِخ ) برگ جهان. دهی است از دهستان لواسان بزرگ بخش افجه شهرستان تهران. سکنه آن 1570 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و بنشن و قلمستان و میوه است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 1 ).
برگی جهان. [ ب َ ج َ ] ( اِخ ) برگ جهان. دهی است از دهستان لواسان بزرگ بخش افجه شهرستان تهران. سکنه آن 1570 تن. آب آن از قنات و محصول آن غلات و بنشن و قلمستان و میوه است. ( از فرهنگجغرافیایی ایران ج 1 ).
یا برگ جهان دهی است از دهستان لواسان بزرگ بخش افجه شهرستان تهران.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بی برگی جهان همه معلوم من شده ست گل چون طلب کنم که به باغش گیاه نیست