قبل منقل

فرهنگ معین

(قُ بُ مَ قَ ) (اِمر. ) اسباب و اثاثه (که بر ستور بار کنند. )

فرهنگ عمید

اسباب، اثاث، و لوازم پخت وپز که بر ستور بار کنند و به جایی ببرند.

فرهنگ فارسی

( اسم ) اسباب و اثاثه ( که بر ستور بار کنند ): آنکه اولاف خری زاول زده آنکه او بر خر قبل منقل زده. ( بهار ۲۱۸: ۲ )

ویکی واژه

اسباب و اثاثه (که بر ستور بار کنند.)

جمله سازی با قبل منقل

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 یاد دیگی دیگی و اسب قبل منقل ز پس یاد آن فراش و شاطر با چماق و مشعله

خویش یعنی چه؟
خویش یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
روله یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز