کلمه فرتوت در زبان فارسی به معنای پیر، سالخورده یا فرسوده است. این واژه برای توصیف افرادی به کار میرود که به سن بالا رسیدهاند و یا به حالت فرسودگی و کهنگی دچار شدهاند. این کلمه بهطور کلی به دو جنبه اصلی اشاره دارد: سن و فرسودگی.
توضیحات بیشتر:
معنای سن: فرتوت به طور خاص به افرادی اشاره دارد که به دلیل سن بالا، ویژگیهای جسمی و روحی خاصی دارند. این واژه به افرادی اطلاق میشود که در مراحل پایانی زندگی خود قرار دارند و ممکن است به دلیل افزایش سن، با مشکلات جسمی و روحی مواجه شوند. به همین دلیل، این کلمه ممکن است بار معنایی منفی داشته باشد و به نوعی ضعف یا ناتوانی در افراد سالخورده اشاره کند.
معنای فرسودگی: علاوه بر اشاره به سن، فرتوت میتواند به اشیاء، موجودات یا چیزهایی که به دلیل گذر زمان یا استفاده مکرر فرسوده و کهنه شدهاند نیز اطلاق شود. به عنوان مثال، میتوان از این واژه برای توصیف یک ساختمان قدیمی یا وسیلهای کهنه استفاده کرد. در این زمینه، فرتوت به معنای از بین رفتن کیفیت و کارایی به دلیل گذر زمان است.
فرتوت. [ ف َ ] ( ص ) پیر سالخورده و خرف شده و ازکاررفته را گویند. ( برهان ). خرف. ( فرهنگ اسدی ). فرتود. در کردی فُرتوته به معنی عجوزه. ( از حاشیه برهان چ معین )
(فَ ) (ص. ) = فرتود: پیر، سالخورده و از کار افتاده.
پیر سالخورده و ازکارافتاده، بسیارپیر: پیر فرتوت گشته بودم سخت / دولت او مرا بکرد جوان (رودکی: ۵۰۹ ).
فرتود، بسیارپیر، پیرسالخورده وازکارافتاده
( صفت ) پیر سالخورده و از کار افتاده.
پیر سالخورده و خرف شده و از کار رفته را گویند.
فرتود: پیر، سالخورده و ازکارافتاده.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به عمان یکی مرغ فرتوت بود که از ماهیش قوت و قوت بود
💡 بدو گفت ای پیر فرتوت مست بگو تا مسلمانی ار بت پرست
💡 سطح فزآیندهٔ بیکاری شهروندان عربستان (حدود ۳۲ درصد) میتواند چالش جدی را برای سازگار شدن اقلیتها با جامعه به وجود آورد. به ویژه گسترش سیاسی بسیار فرتوت و کند این کشور، در حالیکه در کشورهایی چون قطر و بحرین، روند رو به رشدی داشته، از سطح انتظارات مردم عربستان عقب است.
💡 چون بدید از دور روی شهریار گفت ای سرگشتهٔ فرتوت کار