فتوحات

لغت نامه دهخدا

فتوحات. [ ف ُ] ( ع اِ ) شهرهایی که به جنگ گشوده شود. ( از اقرب الموارد ). || ج ِ فتوح. رجوع به فتوح شود.

فرهنگ معین

( ~. ) [ ع. ] (اِ. ) جِ فتوح. ۱ - پیروزی - ها، فتح ها. ۲ - شهرهایی که با جنگ تصرف شده است.

فرهنگ عمید

پیروزی ها، کشورگشایی ها.

فرهنگ فارسی

( اسم ) جمع فتوح ۱ - پیروزی ها فتحها ۲ - شهرهایی که به جنگ گشوده شود. توضیح به معانی مذکور فتوحات جمع فتوح و آن خود جمع فتح است و چنین جمعی لزوم ندارد اما اگر آن را جمع فتوح بگیرند به معنی گشایش کار یا گشایشی که در باطن سالک ایجاد شود فصیح است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] فتوحات (ابهام زدایی). فتوحات ممکن است عنوان برای کتاب های ذیل باشد: • فتوحات مکیه، تألیف محیی الدین عربی، در عرفان نظری• فتوحات شاهی، تألیف صدرالدین ابراهیم امینی هروی، به تاریخ صفویه از آغاز تا سال ۹۲۰ ق
...

ویکی واژه

جِ فتوح.
پیروزی -‌ها، فتح‌ها.
شهرهایی که با جنگ تصرف شده‌

جمله سازی با فتوحات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 نگارش اول: در مویدات طالع همایون و فتوحات دولت روزافزون.

💡 توئی آن دوحه گلزار فتوت که بود مردمی شاخ و شرف برگ و فتوحات برت

💡 شکسته راه نیابد بگوشه ورقش بصفحه ایکه فتوحات شاه شاهانست

💡 هم سرفراز شد به طواف امام دین هم نامدار شد به فتوحات بی شمار

💡 فرد شو فرد ز مردم که فتوحات جهان یک قلم جمع به زیر علم تنهایی است

قلب یعنی چه؟
قلب یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
رجل القوس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز