لغت نامه دهخدا
غورگاه. [ غ َ / غُو ] ( اِ مرکب ) جای فرورفتن آب. محل غور. رجوع به غور شود. || جای فرورفتن. جای نهان شدن. منزل و جایگاه:
ریشی نه که غورگاه غم نیست
خاریده ناخن ستم نیست.نظامی.
غورگاه. [ غ َ / غُو ] ( اِ مرکب ) جای فرورفتن آب. محل غور. رجوع به غور شود. || جای فرورفتن. جای نهان شدن. منزل و جایگاه:
ریشی نه که غورگاه غم نیست
خاریده ناخن ستم نیست.نظامی.
(غَ وْ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) ۱ - جای فرو رفتن آب، محل غور. ۲ - جای نهان شدن. ۳ - منزل، جایگاه.
جای غور، محل غور، جای فرو رفتن.
جای فرو رفتن آب، محل غور.
جای نهان شدن.
منزل، جایگاه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 ریشی نه که غورگاه غم نیست خاریدهٔ ناخن ستم نیست