غلتگاه در زبان فارسی به مکان یا وضعیتی اطلاق میشود که در آن چیزها میتوانند به راحتی غلتیده یا حرکت کنند. به عبارت دیگر، این واژه به محلی اشاره دارد که برای غلتیدن مناسب است. در ادبیات و اشعار نیز این اصطلاح به کار رفته است. به عنوان مثال، در شعری از ناصرخسرو، بیان شده است: ترا این جای ملعون غلتگاه است / بغلت آسان در او و گرد بفشان، که نشاندهنده این است که این مکان، جایی است که میتوان به آسانی در آن غلتید. بنابراین، مفهوم غلتگاه نه تنها به معنای مکان فیزیکی برای غلتیدن است، بلکه میتواند به طور مجازی به فضایی پرآشوب یا جایی که در آن وقایع و تحولات به طور مداوم روی میدهد، نیز اشاره کند. این واژه به نوعی نماد از حرکت و تغییر در زندگی یا محیط اطراف ماست و نشاندهنده جایی است که در آن امکان تغییر و تحول به سادگی وجود دارد.
غلتگاه
لغت نامه دهخدا
غلتگاه. [ غ َ ] ( اِ مرکب ) جای غلتیدن. غلطگاه:
ترا این خاک یکسر غلتگاهست
به غلت آسان درو و گردبفشان.ناصرخسرو.
فرهنگ عمید
جای غلتیدن، محل غلت زدن: تو را این جای ملعون غلتگاه است / بغلت آسان در او و گرد بفشان (ناصرخسرو: ۱۰۸ ).
فرهنگ فارسی
( اسم ) جای غلتیدن محل غلتیدن.
جمله سازی با غلتگاه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو را این جای ملعون غلتگاه است بغلت آسان درو و گرد بفشان