لغت نامه دهخدا
غذاخوری. [ غ ِ / غ َ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) غذا خوردن. طعام خوردن. اغتذاء. || متعلق به غذا. مخصوص طعام: قاشق غذاخوری. میز غذاخوری. خانه های غذاخوری. اتاق غذاخوری.
غذاخوری. [ غ ِ / غ َ خوَ / خ ُ ] ( حامص مرکب ) غذا خوردن. طعام خوردن. اغتذاء. || متعلق به غذا. مخصوص طعام: قاشق غذاخوری. میز غذاخوری. خانه های غذاخوری. اتاق غذاخوری.
( ~. خُ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) مکانی معمولاً سرپوشیده برای خوردن غذا (کافه، رستوران و... ).
عمل غذا خوردن طعام خوردن. یا اطاق ( سالن ) غذا خوری. اطاقی ( سالنی ) که در آن غذا صرف کنند. یا قاشق غذا خوری. قاشقی که بدان طعام خورند. یا میز غذا خوری. میزی که روی آن غذا چینند.
{restaurant} [گردشگری و جهانگردی] مکانی عمومی برای عرضۀ غذا و نوشابه و دیگر خدمات پذیرایی متـ. رستوران
مکانی معمولاً سرپوشیده برای خوردن غذا (کافه، رستوران و...)
mensa
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 برادران کاستیلیونی در سال ۱۹۶۰ صندلی غذاخوری لیرنا – یک صندلی-غذاخوری عمودی از چوب لاکی با یک نشیمن ظریف از تخته سهلا – را برای کاسینا طراحی کردند.:۱۷۳:۷۹:۳۵۶
💡 روش دیگری هم برای تهیه پودر مخصوص آینه کاری وجود دارد که در آن از سه قاشق غذاخوری پودر مل و یک قاشق چایخوری رنگ پودری استفاده میکنیم میتوانیم از یک قاشق سیمان سفید هم در گونه در دسترس بودن استفاده نمائیم.
💡 جمعی از دانشجویان دانشگاه علامه طباطبایی در بیانیهای در محکومیت خشونت علیه دانشجویان این دانشگاه نوشتند: «تمام اعمال دانشجویان، از شرکت در کلاسها گرفته تا حضور در کتابخانه و سالن غذاخوری تحت فشار حراست قرار دارد.»
💡 اکبر جوجه، عنوان رستورانهای زنجیرهای است که توسط علیاکبر کلبادی نژاد و برادرانش در سال ۱۳۲۳ در یک غذاخوری کوچک در اطراف شهرستان گلوگاه تأسیس شد. اکبرجوجه به نوعی غذای خاص که توسط همین رستورانها سرو میشود نیز گفته میشود.
💡 بهعنوان تنبیه، هانهام مجبور میشود بر دانشآموزان «جامانده» که برای تعطیلات در محوطه دانشگاه رها شده بودند، نظارت کند. یکی از آنها انگوس تالی بود که مادرش ناگهان سفر خانوادگی به سنت کیتس برای ماه عسل با شوهر جدیدش را لغو کرد. همچنین مری لمب، سرپرست سالن غذاخوری مدرسه که در غم از دست دادن پسرش است که فارغالتحصیل مدرسهٔ بارتون بود و در جنگ ویتنام کشته شد.