فرهنگ معین
[ ع. ] (ص نسب. ) منسوب به غایت، نهایی.
[ ع. ] (ص نسب. ) منسوب به غایت، نهایی.
نهایی.
منسوب بغایت، نهائی
منسوب به غایت، نهایی.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آه از شهر پرآشوب محبت مشتاق که درین شهر به هر کوچه بود غوغایی
💡 ۴- رشد و توسعه اقتصادی مداوم: که همان هدف غایی مادی و معنوی همه اقتصادهای دنیاست.[۱]
💡 در پارس که تا بودهست از ولوله آسودهست بیم است که برخیزد از حسن تو غوغایی
💡 من در این جمع و پریشان دلم از غوغایی دیده جایی نگران دارم و خاطر جایی
💡 عمرها رفت و نشد نام زلیخایی بلند یوسفی کو تا شود در مصر غوغایی بلند
💡 دلا در کربلا بنگر چه غوغایی عیان دارد حسین تشنهلب افغان ز جور کوفیان دارد