عدات
عدات که معادل عربی آن جمع عادی یا عُدَاة است، به معنای دشمنان و خصمان به کار میرود. این واژه در متون کهن فارسی و عربی برای اشاره به کسانی که کینهای عمیق نسبت به فرد یا گروهی دارند و در مقام دشمنی برمیآیند، استفاده شده است. ریشه این کلمه در زبان عربی به معنای دشمنی کردن و دشمن است و در گذر زمان به صورت جمع أعداء و همچنین عُدَاة به کار رفته است.
در ادبیات و فرهنگ فارسی، واژه عدات یا مشتقات آن، اغلب در بافتهای تاریخی، حماسی و عرفانی دیده میشود. این دشمنان میتوانند در سطوح مختلفی تعریف شوند؛ از خصومتهای شخصی و قبیلهای گرفته تا درگیریهای سیاسی و نظامی میان دولتها و ملتها. مفهوم دشمنی در این واژه، صرفاً یک مخالفت ساده نیست، بلکه شامل کینهتوزی، عداوت ورزیدن و تلاش برای آسیب رساندن به طرف مقابل است.
با رجوع به عداة که شکل دیگری از همین واژه است، تأکید بیشتری بر مفهوم دشمنی آشکار و خصومت ورزیدن میشود. این دشمنان، افرادی هستند که فعالانه در پی برهم زدن آرامش، ایجاد فتنه و دشمنی با دیگران هستند. شناخت و درک مفهوم عدات به ما کمک میکند تا لایههای عمیقتری از معانی کلمات در زبان فارسی و ارتباط آن با ریشههای عربی را دریابیم و تصویری روشنتر از مفاهیم مرتبط با دشمنی و خصومت در متون کهن به دست آوریم.
لغت نامه دهخدا
عدات. [ ع ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِعادی. عداة. دشمنان. رجوع به عداة شود:
انبیا را امتحان کرده عدات
تا شده ظاهر ازیشان معجزات.مولوی.
عداة. [ ع ُ ] ( ع ص، اِ ) ج ِ عادی. عدات. دشمنان.
فرهنگ معین
(عُ ) [ ع. عداة ] (ص. اِ. ) جِ عادی، دشمنان.
فرهنگ عمید
= عادی
عداد
* در عدادِ: در شمارِ، در ردیفِ.
فرهنگ فارسی
دشمنان، جمع عادی
( صفت اسم ) جمع عادی دشمنان.
ویکی واژه
عداة
جِ عادی؛ دشمنان.
جمله سازی با عدات
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو تا حور ملک شرف بادی و اعدات بر آتش غم سوخته همواره چو در تاج
💡 تا که بر عمر تو بیفزاید عمر اعدات را کند کوتاه