عبهر

لغت نامه دهخدا

عبهر. [ ع َ هََ ] ( ع ص ) پر گوشت و بزرگ از مردم. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ). || اسب آکنده گوشت. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ) ( اقرب الموارد ). || دراز و نازک و خوش تن از هر چیزی. ( منتهی الارب ). || ( اِ ) نرگس. || یاسمین. || بستان افروز. ( اقرب الموارد ) ( منتهی الارب ) ( آنندراج ). || نرگس که در میان آن زرد باشد به خلاف شهلا که سیاه باشد. ( غیاث اللغات ) ( مهذب الاسماء ):
ببوئیدم او را وز آن بوی او
برآمد ز هر موی من عبهری.منوچهری.در آفتاب عبهر تو هست تازه تر
کز فر و تازگی برد از عبهر آفتاب.خاقانی.سوسن او بگونه سنبل
لاله او برنگ عبهر اوست.خاقانی.

فرهنگ معین

(عَ هَ ) [ ع. ] (اِ. ) نرگس.

فرهنگ عمید

۱. (زیست شناسی ) = نرگس
۲. [مجاز] چشم زیبا.

فرهنگ فارسی

نرگس، یاسمین
۱ - پر گوشت ( انسان اسب و غیره ). ۲ - دراز و نازک و خوش تن ( از هر چیز ). ۳ - نرگس. یا عبهر جانان. چشم معشوق. یا عبهر لرزان. گیسوی رسول ص.

ویکی واژه

نرگس.

جمله سازی با عبهر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گفتم که بر من آید دردا که رایگان بیماری دو چشم تو بر عبهر اوفتاد

💡 عبهر ز آفتاب شگفته شود و لیک در طبع من شگفته شد از، عبهر آفتاب

💡 چو در مجلس آیم شراب است و نقل چو در گلشن آیم بود عبهر او

💡 چو مادر مر مرا رح زی سفر دید کلاب افشاند از آن دو تازه عبهر

💡 تا لحظه‌ایست، تا که دمیدست نوگلی تا ساعتی است، تا که شکفته‌است عبهری

💡 نگر! قد و جمال یار فایز گل این جا سرو این جا عبهر این جاست

دقت یعنی چه؟
دقت یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
دماغه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز