لغت نامه دهخدا
عبارات. [ ع ِ ] ( ع اِ ) ج ِ عبارة. رجوع به عبارت و عبارة شود.
عبارات. [ ع ِ ] ( ع اِ ) ج ِ عبارة. رجوع به عبارت و عبارة شود.
(عِ ) [ ع. ] (اِ. ) جِ عبارت.
( مصدر ) تعبیر کردن ( کلام خواب و جز آن ) شرح دادن. ۲ - تکلم کردن. ۳ - ( اسم ) تعبیر شرح. ۴ - تکلم. ۵ - ( اسم ) طرز بیان طریقه ادای سخن. ۶ - انشائ. ۷ - مجموع چند جمله به هم پیوسته جمع عبارات. یا به عبارت دیگر ٠ به عبارت اخری. یا فن عبارت. باری ارمینیاس. یکی از بخشهای علوم منطقیه. یا عبارت بودن از. شامل بودن متضمن بودن.
جِ عبارت.
💡 عباراتنا شتّی و حسنک واحد وکلُّ إلی ذاک الجمال یشیر
💡 سخنی کان به عود خواهی گفت به عبارات همچو شکر گو
💡 آن معانی کی شود مکشوف دل کی در آید در عبارات و سجل
💡 عملگرهای ریاضی، مولدهای اعداد تصادفی، یا عباراتی که موقعیتهای اسپرایت را با هم مقایسه میکنند
💡 چنان گشتم ز مستی و خرابی که نشناسم عبارات از اشارات
💡 نقش و اندیشه من از دم توست گویی الفاظ و عبارات توام