عاشر

لغت نامه دهخدا

عاشر. [ ش ِ ] ( ع ص ) ده یک گیرنده. ( منتهی الارب )( آنندراج ). || آنکه بر راه گمارند که از اموال بازرگانان صدقه گیرد. ( تعریفات ). در شرع عاشر کسی را گویند که امام او را برای گرفتن عشر از تجار مأمور طرق و شوارع کرده تا وجه مأخوذه از آنها را هزینه امنیت راهها و جاده ها کنند. ( کشاف اصطلاحات الفنون ). || دهم. ( منتهی الارب ) ( آنندراج ).

فرهنگ معین

(ش ) ۱ - (اِفا. ) ده یک گیرنده. ۲ - (ص. ) دهم، دهمین.

فرهنگ عمید

دهم، دهمین.

فرهنگ فارسی

ده یک گیرنده، دهم، دهمین
۱ - ( اسم ) ده یک گیرنده. ۲ - دهم دهمین.

ویکی واژه

ده یک گیرنده.
دهم، دهمین.

جمله سازی با عاشر

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 با آن همه احتراز شرع از ارجاس کی کیش معاشرت میسر بودی

💡 گروهی در این است که معاشرت و تعامل خانواده‌هایی که فرزند مبتلا به اختلال را دارند باعث می‌شود ننگ

💡 دعای شمع که جمعه شب خوانده می‌شود کمی با همان دعا که در سول هفته خوانده می‌شود فرق دارد بیشتر در قسمت پایانی هاشکیونو و حذف باروخ ادونای لعولام در فرقه‌هایی که اگر آن را نخوانند این را می‌خوانند. بین یهودیان ایتالیا نسخه‌های مختلفی از دعای معاریو عاراویم -آغاز عاشر کیلا در جمعه شب- و اهاوات عولام وجود دارد.

💡 بیگانگی به کسی اشاره دارد که از جمع کسانی که انتظار می‌رود با آنان معاشرت داشته باشد، رانده شده یا خود را کنار کشیده‌است. هاجدا از نظریه‌پردازان و پژوهشگران بیگانگی اجتماعی می‌گوید: «بیگانگی همان احساس ناراحتی افراد است که بازتاب آن رانده‌شدن او یا کنارکشیدنش از مشارکت اجتماعی و فرهنگی است».

💡 گلچین معانی با امیری فیروزکوهی و رهی معیری معاشرت و مصاحبت داشت.

تکه یعنی چه؟
تکه یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
سکسی یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز