صفحات

مترادف‌ها

صفحات، ورق‌ها، برگ‌ها

لغت نامه دهخدا

صفحات. [ ص َ ف َ ] ( ع اِ ) ج ِ صفحة. رجوع به صفحة شود.

فرهنگ عمید

= صفحه

فرهنگ فارسی

جمع صفحه
۱ - کناره چیزی جانب. ۲ - رویه سطح ۳ - چهره صورت. ۴ - یک سوی ورق یک رویه کاغذ. ۵ - صفحه گرامافون. جمع صفحات یا صفحه گرامافون. صفحه مدوری که از کائوچو و غیر آن سازند و آهنگهای موسیقی را در آن ضبط کنند.

جمله سازی با صفحات

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 در ۸۱۰ پیش از میلاد ادد-نیراری سوم به ماد لشکر کشید و صفحات غربی فلات ایران را تصرف کرد.

💡 این سیستم قابلیت صفحات لمسی قابل کنترل برای هوشمند سازی ساختمان را در اختیار ما قرار می دهد و همچنین سیستم آیفون معولی را نیز پوش می دهد.

💡 سید احمدخان در سال ۱۲۸۴ شمسی به دعوت کمپانی گرامافون صفحاتی را در تهران ضبط می‌کند.

💡 صفحات دفتر کن فکان ز کتاب حسن تو آیتی کلمات محکمه البیان ز لطیفۀ تو کنایتی

💡 رقم جرم و گناه از صفحات عملم محو فرمای که بس نامه سیاه آمده‌ایم

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران