لغت نامه دهخدا
صعف. [ ص َ ] ( ع اِ ) مرغی است کوچک. || نوعی از شراب اهل یمن که از شهد گیرند یا انگور را شکسته در ظرفی اندازند تا جوش زند و کفک اندازد. || ( مص ) لرزه گرفتن. ( منتهی الارب ).
صعف. [ ص َ ] ( ع اِ ) مرغی است کوچک. || نوعی از شراب اهل یمن که از شهد گیرند یا انگور را شکسته در ظرفی اندازند تا جوش زند و کفک اندازد. || ( مص ) لرزه گرفتن. ( منتهی الارب ).
مرغی است کوچک
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 یا من وجهه، ضعف القمر یا من قده صعفالشجر