شهوتی

لغت نامه دهخدا

شهوتی. [ ش َهَْ وَ ] ( ص نسبی ) آزمند جماع. || مطیع خواهش نفس. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ فارسی

( صفت ) ۱ - منسوب به شهوت. ۲ - کسی که آزمند به جماع باشد.

جمله سازی با شهوتی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 هر که در زندان قرین محنتیست آن جزای لقمه‌ای و شهوتیست

💡 ز حرص و شهوتی ما را مهاری کرده در بینی چو اشتر می‌کشاند او به گرد این جهان ما را

💡 عطش آن شهوتی که گرم و تر است جوع آن شهوتی که گرم‌تر است

💡 سگ ملعون به شهوتی که براند گله‌ای را به دست گرگ بماند

💡 تا به خشم و شهوتی بر منبر اندر کوی دین بر سر داری اگرچه سوی خود بر منبری

💡 گر برآرد سر چو فرعون اندرین ره شهوتی ما بر او از عقل، سدِّ موسیِ عمران کنیم