شرحی
واژه «شرحی» در منابع لغوی کهن در اصل بهعنوان صفت نسبی معرفی شده و به معنای منسوب به «شرحه» است که در برخی منابع، نام یکی از بطون یا شاخههای قبیله بنیاسامه دانسته شده است. در این کاربرد، «شرحی» یک واژه هویتی و قبیلهای است که برای نشان دادن وابستگی فرد به یک تیره یا خاندان خاص در نظام نامگذاری عربی به کار میرفته است. از نظر ساختاری، این واژه از ریشه «شرحه» بههمراه پسوند نسبی «ـی» ساخته شده و در دسته صفات نسبی قرار میگیرد. بنابراین معنای اصلی آن در متون تاریخی، بیان انتساب نسبی و اجتماعی افراد به یک گروه مشخص بوده است نه یک مفهوم توصیفی عمومی.
در مقابل، در کاربرد امروزی زبان فارسی، این واژه معنای دیگری نیز یافته و به مفهوم «توضیحی، تبیینی و تفصیلی» به کار میرود. در این معنا، «شرحی» به متنی گفته میشود که هدف آن توضیح دادن، روشن کردن و بسط دادن مفاهیم یک موضوع یا اثر است. برای مثال در ترکیب «شرحی بر کتاب»، منظور اثری است که محتوای کتاب را به صورت توضیحی و تحلیلی بازگو میکند و ابهامات آن را رفع مینماید. این کاربرد میتواند هم نوشتاری و هم گفتاری باشد و هر نوع بیان منسجم و توضیحی را شامل میشود.
متضادها
خلاصه، مختصر
لغت نامه دهخدا
شرحی. [ ش َ ] ( ص نسبی ) منسوب است به شرحه که بطنی است از بنی اسامة. ( از انساب سمعانی ).
فرهنگ فارسی
منسوب است به شرحه که بطنی است از بنی اسامه.
جمله سازی با شرحی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 همه جعمیت عشاق پریشان میشد چون صبا شرحی از آن زلف پریشان میکرد
💡 خوناب دل ز دیده صفایی بیا ببار شرحی ز سرگذشت شهیدان کن آشکار
💡 بر این کتاب نزدیک به ۱۰ شرح و تعلیقه نگاشته شده است که از آن جمله میتوان به شرحی اشاره کرد که محقق حلی با عنوان «نکت النهایه» نگاشته است.
💡 شرحی ز نوشداروی کاوس دادهاند رازی ز معجزات مسیحا نوشتهاند
💡 تو خود گل را به از من دانی آخر همه شرحی به از من خوانی آخر