سوج

سوج

سوج در لغت فارسی، واژه‌ای کهن و کمتر رایج امروزی است که ریشه در واژه «سوز» دارد و در اصل به معنی حرارت و سوزشی است که از سوختن پدید می‌آید. در منابع لغوی چون برهان قاطع و لغت‌نامه دهخدا آمده است: «سوج به معنی سوز که از سوختن باشد»، یعنی همان گرما و حرارت ناشی از آتش یا هر چیز گدازان. این معنا در متون ادبی قدیم نیز گاهی برای بیان شدت گرمی، التهاب یا درد جسمانی به کار می‌رفته است.

در معنایی گسترده‌تر، این واژه علاوه بر سوزش ظاهری، به سوز درونی و التهاب روحی نیز اشاره دارد. فرهنگ‌های فارسی آن را به معنای سوز و گداز، التهاب درونی، شور و اشتیاق غم‌افزا و حتی آشفتگی خاطر دانسته‌اند. در شعر فارسی، «سوج دل» کنایه از سوز درونی یا غم جان‌کاه است. گاهی نیز این واژه با بار عاطفی و شاعرانه به‌کار رفته تا حالت درونی عاشق یا سوگوار را بیان کند.

افزون بر این، این واژه در موسیقی ایرانی نیز جایگاهی دارد و یکی از گوشه‌های دستگاه همایون به همین نام شناخته می‌شود. در معنای استعاری و ترکیبی، این واژه در ترکیب‌هایی مانند جهان‌سوز، خانمان‌سوز و دل‌سوز دیده می‌شود که در همه آنها، «سوج» یا «سوز» بیانگر نیرویی سوزاننده یا اثرگذار است. بنابراین،  این کلمه را می‌توان واژه‌ای چندلایه دانست که از سوزش مادی تا گداز درونی و شور عاشقانه را در بر می‌گیرد.

لغت نامه دهخدا

سوج.[ ] ( اِ ) به معنی سوز که از سوختن باشد. ( برهان ).

فرهنگ فارسی

( اسم ) ۱ - حرارت سوزش تاب. ۲ - سوزشی که از درد جسمی یا روحی حاصل آید التهاب. یا سوز و گداز. ۱ - شور و اشتیاق بسیار که غم افزا و گدازنده باشد. ۲ - یکی از گوشه های همایون. ۳ - داغ کی. ۴ - اضطراب آشفتگی خاطر. ۵ - کینه رشک. ۶ - عشق محبت. ۷ - اشعاری که در رثای کسی گویند مرثیه. ۸ - ( اسم ) در ترکیبات به معنی سوزنده آید جهان سوز خانمانسوز عالم سوز.
بمعنی سوز که از سوختن باشد

ویکی واژه

سوز.

جمله سازی با سوج

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 از آن منسوج کاو را دور داده است به چار ارکان کمربندی فتاده است

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
میسترس یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز