سلمانی. [ س َ ] ( ص نسبی،اِ ) منسوب به سلمان است. ( فرهنگ فارسی معین ). || نام نوعی از شمشیر است. ( نوروزنامه ) ( فرهنگ فارسی معین ). || کسی که موی سر مردم را اصلاح کند و ریش بتراشد. آرایشگر. ( فرهنگ فارسی معین ). سرتراش. گرای. حجام. دلاک. حلاق. آینه دار:
سرم را سرسری متراش ای استاد سلمانی
که ما هم در دیار خود سری داریم و سامانی.؟|| حق و دستمزدی که به سلمانی دهند. ( فرهنگ فارسی معین ).
سلمانی. [ س َ ] ( اِخ ) دهی است سه فرسخ و نیم جنوبی رامهرمز. ( فارسنامه ناصری ).
سلمانی. [ س َ ] ( اِخ ) چهار فرسخ میانه جنوب و مغرب فلاحی. ( فارسنامه ناصری ).
(سَ ) (ص نسب. ) آرایش گر.
۱. کسی که موی سر و ریش مردم را می تراشد، آرایشگر مرد.
۲. [عامیانه، مجاز] مکان اصلاح موی صورت و سر، آرایشگاه.
آرایشگرمرد، کسی که مووریش مردان رابتراشد
( صفت ) ۱ - منسوب به سلمیه. ۲ - نوعی شمشیر.
چهار فرسخ میان. جنوب و مغرب فلاحی.
سلمانی (میناب). سلمانی، روستایی در دهستان بندزرک بخش بندزرک شهرستان میناب در استان هرمزگان ایران است.
بر پایه سرشماری عمومی نفوس و مسکن در سال ۱۳۹۵، جمعیت این روستا برابر با ۲۵۶ نفر ( ۷۱ خانوار ) بوده است.
سَلمانی
(یا: پیرایشگری؛ امروزه در تداول عامه: آرایشگری) از مشاغل سنتی، عمل پیراستن موی سر و صورت. سلمانی های قدیم جز در پیراستن موی سر و صورت مشتریان، در فنون دیگری چون جراحی، زخم بندی، دندان کشی، فصد (رگ زنی)، حجامت و ختنه نیز به قدر کفایت آگاهی داشتند و به یک معنی، کسی که به کار سلمانی اشتغال داشت، در عمل طبیب محلات و دهات نیز به شمار می رفت. تا اوایل دهۀ ۱۳۶۰ ش، سلمانی های سیار، عموماً در میادین پُرتردد، به کار مشغول بودند. پیشۀ سلمانی با گسترش بهداشت عمومی، رفته رفته، شکل امروزی را به خود گرفت. چنان که، آموزشگاه های پیشرفتۀ تدریس آرایشگری پدید آمد و وزارت بهداشت تصدی امور مربوط به پیشۀ آرایشگری را برعهده گرفت و کسب جواز اشتغال به آرایشگری به دریافت دیپلمی معتبر از یکی از مؤسسات طرف قرارداد وزارت بهداشت منوط شد. ورود مدل های موی جدید غربی به فرهنگِ ایرانی رونقی تازه به پیشۀ سلمانی در مقام یک هنر داده است. در وجه تسمیۀ این شغل به سلمانی، آن طور که از منابع تاریخی برمی آید، گفته اند که چون سلمان فارسی افتخار پیراستن موی حضرت رسول (ص) را داشته است از این رو شاغلان این حرفه به سلمان منتسب شده اند.
منسوب به سلمان فارسی.
آنکه شغل او آرایش و اصلاح موی سر و صورت است؛ آرایشگر.
💡 او نخستین زن مسلمانی است که برای ایالات متحده آمریکا در رقابتهای بینالمللی این رشته رقابت میکند مشهور است.
💡 گر بگویم نیست در خوبان مسلمانی و رحم زین شکایت ها نخست آن داستان رنجد ز من
💡 وگفت: راه مسلمانی بر خلق بسته است تا سر بر خط رسول علیه السلام ننهند گشاده نشود.
💡 برخی دیگر از تاریخنویسان ورود اولین مسلمانان آمریکا را به سال ۱۵۸۷ دانستهاند. و در باب مصطفی زموری از قرن شانزدهم، کتب زیادی نوشته شده، که برخی وی را اولین مسلمانی دانستهاند که وارد آمریکا گردید.
💡 السلمانی یک منطقهٔ مسکونی در لیبی است که در بنغازی واقع شدهاست.
💡 گرچه چشم میگویدم جویم دلت لیکن که یافت قول مستی راست عهد نامسلمانی درست