سفارتخانه
مترادفها
سفارت
لغت نامه دهخدا
سفارتخانه. [ س َ رَ ن َ / ن ِ ] ( اِ مرکب ) خانه ای که در آن هیئت سفارت به اجرای امور سیاسی مربوط بکشور خویش مشغول گردند. ( فرهنگ فارسی معین ). محل جمع شدن نماینده خارجی. مرکز سیاست کشوری.
فرهنگ معین
(س رَ. نَ یا نِ ) [ ع - فا. ] (اِمر. ) محلی که در آن سفیر و کارمندانش به اجرای امور سیاسی مربوط به کشور خویش مشغول هستند، کنسولگری.
فرهنگ عمید
خانه ای که سفیر و کارمندانش در آنجا به امور سیاسی مربوط به خود اشتغال دارند، جای سفیر.
فرهنگ فارسی
خانه ای که در آن هیئت سفارت به اجرای امور سیاسی مربوط به کشور خویش مشغول گردند.
ویکی واژه
محلی که در آن سفیر و کارمندانش به اجرای امور سیاسی مربوط به کشور خویش مشغول هستند، کنسولگ
جمله سازی با سفارتخانه
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 در شهریور ۱۳۲۰ که نیروهای متجاوز انگلستان و شوروی وارد خاک ایران شدند رضاشاه قبل از ترک کشور، سپهبد امیراحمدی را به سمت فرماندار نظامی تهران منصوب کرد تا از بروز و گسترش هرج و مرج و آشوب در پایتخت جلوگیری کند. نقل شده که در آن دوران از سوی سفارتخانههای ذینفوذ به وی پیشنهاد کودتا علیه سلسله پهلوی و به دستگیری حکومت داده شد که وی به دلیل وفاداری و روحیات نظامیگری امتناع کرد.
💡 به عنوان پایتخت نروژ، اسلو مقر پادشاه، دولت و دولت مرکزی، مجلس نمایندگان، دادگاه عالی و رهبری عالی نظامی است. همه سفارتخانههای کشورهای خارجی در نروژ در اسلو واقع شدهاند. در اینجا شما میتوانید چندین نهاد دیگر دولت مرکزی کشور را نیز بیابید.
💡 راجی به نقل از قریشی در ملاقات ۶ آذر ۱۳۵۷ با او در سفارتخانه ایران در لندن نوشته، او گفت: «اینکه امیدی به حمایت مردم از رژیم ــ برای حفظ قدرتش ــ داشته باشیم، واقعاً بیمعناست. اگر شاه نتواند به زور متوسلشود، هیچ چارهای جز رفتن ندارد، و دراین میان هم «گریز راه» دیگری برایش اصلاً متصور نیست …».
💡 یک مقام بلندپایهٔ ایالات متحده همچنین گفت ترور سفیر عربستان در آمریکا تنها هدف این گروه نبودهاست و طرح حمله به سفارتخانههای اسرائیل و عربستان در واشینگتن و احتمالاً بوئنوس آیرس نیز در برنامهٔ کار این گروه قرار داشت.