لغت نامه دهخدا
ایلچی خانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِمرکب ) سفارتخانه. محل سفیر. جایگاه اقامت سفیر. خانه ای که در شهرها مخصوص ایلچیان از طرف دولت تخصیص داده میشد ( در دوره ایلخانان ). ( فرهنگ فارسی معین ).
ایلچی خانه. [ ن َ / ن ِ ] ( اِمرکب ) سفارتخانه. محل سفیر. جایگاه اقامت سفیر. خانه ای که در شهرها مخصوص ایلچیان از طرف دولت تخصیص داده میشد ( در دوره ایلخانان ). ( فرهنگ فارسی معین ).
( اسم ) خانه ای که در شهرها مخصوص ایلچیان از طرف دولت تخصیص داده میشد.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 پنج ایلچی مغول در خانه حسین حمزه و حسن حمزه منزل کردند و از ایشان شراب و شاهد طلبیدند و به خواسته خود اصرار و به میزبان خود بیحرمتی نمودند و کار را بجایی رساندند که ناموس ایشان را خواستند. دو برادر گفتند دیگر تحمل این ننگ را نخواهیم کرد، بگذار سر ما برود. شمشیر از نیام کشیدند هر پنج تن مغول را کشتند و قیام بدین ترتیب آغاز شد.