زیاده

زیاده یکی از مفاهیم کلیدی در زندگی انسان‌ها است که به طور مداوم در زمینه‌های مختلف مورد بررسی و تحلیل قرار می‌گیرد. این واژه به معنای فراتر رفتن از حد و مرزهای معمول و متعارف است و در بسیاری از موارد به رفتارها، نگرش‌ها و حتی احساسات ما اشاره دارد. این مفهوم به عنوان یک ویژگی انسانی، می‌تواند در ابعاد مختلف زندگی مانند مصرف، روابط اجتماعی، و تمایلات فردی نمایان شود. در دنیای معاصر، با توجه به افزایش رقابت و فشارهای اجتماعی، افراد بیشتر به سمت زیاده‌خواهی گرایش پیدا می‌کنند. این موضوع می‌تواند پیامدهای مثبت و منفی به همراه داشته باشد. از یک سو، زیاده‌خواهی می‌تواند به پیشرفت و توسعه فردی و اجتماعی منجر شود، زیرا افراد را تحریک می‌کند تا به دنبال اهداف بزرگتر و آرمان‌های بالاتر باشند. از سوی دیگر، اگر این مفهوم به سمت افراط برود، ممکن است فرد را به سمت نارضایتی و اضطراب سوق دهد، زیرا او همیشه در تلاش برای رسیدن به چیزهایی است که ممکن است هرگز به دست نیاید. به همین دلیل، ضروری است که افراد در زندگی خود تعادل را حفظ کنند و به جای زیاده‌خواهی، روی کیفیت زندگی و رضایت از آن تمرکز کنند. در نهایت، درک مفهوم آن و تأثیرات آن بر زندگی فردی و اجتماعی می‌تواند به ما کمک کند تا با رویکردی متعادل‌تر و منطقی‌تر به زندگی خود بپردازیم و از چالش‌های آن به بهترین نحو عبور کنیم.

لغت نامه دهخدا

زیاده. [ دَ / دِ ] ( از ع، ص، ق، اِ ) از عربی زیادة. بیشتر و افزون و بیش. ( ناظم الاطباء ). بیش. فزون. افزون.مقابل نقصان. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ): رسول فرستاد، زیاده طاعت و بندگی نمود. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 114 ). اسهال و ضعف خوارزمشاه زیاده شد. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 356 ). بونصر گفت اینهمه گفته شود و زیاده از این. ( تاریخ بیهقی ایضاً ص 370 ). اکنون مرا غم زیاده شد امتان ضعیف من چه کنند. ( قصص الانبیاء ص 246 ). گفت مرا چون دیگران فضل و بلاغت نیست و چیزی زیاده نخوانده ام، به یک بیت اختصار کنم. ( گلستان ).
- باقی و زیاده؛ کلمه ای است که در فاضل حساب استعمال می کنند. ( ناظم الاطباء ).
- زیاده از آنچه؛ بیش از آنچه. علاوه از آنچه. ( ناظم الاطباء ).
- زیاده بر؛ افزون از. بیش از. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).
- زیاده بر آنچه؛ بیش از آنچه. ( ناظم الاطباء ).
- زیاده دادن؛ افزون دادن و بیش دادن. ( ناظم الاطباء ).
- زیاده شدن؛ افزون شدن و بسیار شدن و ترقی کردن و بالیدن. ( ناظم الاطباء ): سواران را به گفتن او تهور زیاده شد. ( گلستان ). مگراعتقاد پادشاه در حق من زیاده شود. ( گلستان ).
|| بعضی خرافیان برای احتراز از گفتن سیزده که آنرا عدد شومی پندارند، بجای آن زیاده گویند. ( یادداشت بخط مرحوم دهخدا ). بعضی عدد 13 را نحس شمارند و نام نبرند و بجای آن زیاده گویند. ( فرهنگ فارسی معین ). || یکی از هفت بازی نرد. زیاد. ( فرهنگ فارسی معین ). رجوع به زیاد شود. || در اصطلاح دیوان جیش افزون بوده است به رزق جاری یک فرد سپاهی. ( از مفاتیح، یادداشت بخط مرحوم دهخدا ).

فرهنگ معین

(دِ ) [ ع. زیادة ] افزونی.

فرهنگ فارسی

زیادت، افزون، افزون شدن، افزون، بسیارشدن
۱ - افزونی فراوانی زیادت. ۲ - بعضی عدد ۱۳ را نحس شمرند و نام نبرند و بجای آن زیاده گویند. ۳ - یکی از هفت بازی نرد زیاد.
ابن زید الصمه القشیری. شاعری از عرب و مفضل ابن سلمه اشعار او را گرد کرده است.

دانشنامه اسلامی

[ویکی فقه] زیاده معنای اعمی دارد که هم به معنی نما در فقه وهم غیر آن استعمال شده است.
مراد از زیاده، اعم از زیاده ای است که ناشی از افزایش در خود اصل است که در فقه از آن به «نما» تعبیر می شود، مانند چاق شدن حیوان یا بچه دار شدن آن و زیاده ای که از جانب غیر آن حاصل می شود، مانند افزودن بر افعال وضو یا نماز.
کاربرد زیاده در فقه
از احکام مرتبط با آن در بسیاری از بابها، همچون طهارت، صلات، زکات، خمس، حج، تجارت، رهن، تفلیس، مضاربه، مزارعه، نکاح، طلاق، نذر، غصب، شفعه، لقطه، حدود و دیات سخن گفته اند.
تقسیمات زیاده
۱. زیاده متصل و منفصل: زیاده متصل (نمای متصل ) آن نوع زیاده ای است که متصل به اصل است، مانند چاقی حیوان، لیکن زیاده منفصل (نمای منفصل ) از اصل جدا است، مانند شیر و بچه حیوان. ۲. زیاده حکمی و عینی: این دو نوع زیاده در بحث ربا مطرح است. در دو مال از یک جنس، گاهی یکی بر دیگری زیاده عینی و حقیقی دارد، مانند یک کیلو گندم در برابر دو کیلو گندم و گاهی چنین نیست، بلکه زیاده، حکمی و معنوی است، مانند یک کیلو گندم نقد در برابر یک کیلو گندم نسیه، یا در برابر یک کیلو گندم با حق سکونت در منزل یا آموختن چیزی.
احکام زیاده در فقه
...
[ویکی الکتاب] معنی زِیَادَةٌ: افزایش
معنی أَسْرَفَ: زیاده روی کرد
معنی أَسْرَفُواْ: زیاده روی کردند
معنی إِسْرَافَنَا: زیاده روی ما
معنی لَمْ یُسْرِفُواْ: زیاده روی نکرده و نکنند (کلمه اسراف به معنای بیرون شدن از حد است، اما بیرون شدن از حد اعتدال به طرف زیاده روی )
معنی لَا یُسْرِف: نباید از حد تجاوز نکند - نباید زیاده روی کند
معنی رَّابِیَةً: شدید (از مصدر رباء به معنی زیاده است )
معنی فُرُطاً: تجاوز از حق و خروج از آن (از افراط به معنی اسراف و زیاده روی)
معنی مَرَحاً: از شدت خوشحالی (مرح به معنای شدت خوشحالی، و زیاده روی درآن )
معنی مُتْرَفِینَ: عیاشان - خوش گذرانانِ مغرور و سرمست ( جمع مترف که اسم مفعول از ماده اتراف است، که به معنای زیاده روی در تلذذ از نعمتها است)
معنی مَّا فَرَّطْنَا: ما کوتاهی نکردیم - فروگذار نکردیم (یکی از معانی باب تفعیل ضد معنی باب افعال است لذا تفریط به معنی کوتاهی کردن و افراط به معنی زیاده روی است)
معنی فَرَّطتُ: اهمال کاری و تقصیر و کوتاهی کردم (یکی از معانی باب تفعیل ضد معنی باب افعال است لذا تفریط به معنی کوتاهی کردن و افراط به معنی زیاده روی است)
معنی فَرَّطتُمْ: اهمال کاری و تقصیر و کوتاهی کردید(یکی از معانی باب تفعیل ضد معنی باب افعال است لذا تفریط به معنی کوتاهی کردن و افراط به معنی زیاده روی است)
ریشه کلمه:
زید (۶۲ بار)

جملاتی از کلمه زیاده

شور جنون زیاده شد از موسم خزان در فصل نوبهار ببینم چه می شود
ای صبح روشن از افق معدلت در آی ما را زیاده طاقت این شام تار نیست
ورنه زیاده بود ز حدّ تو آن کرَم باید که خویش را بشناسی و قوم را
فال گیر
بیا فالت رو بگیرم!!! بزن بریم