لغت نامه دهخدا
زنگ در. [ زَ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جاپلق است که در بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع است و 288 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
زنگ در. [ زَ دَ ] ( اِخ ) دهی از دهستان جاپلق است که در بخش الیگودرز شهرستان بروجرد واقع است و 288 تن سکنه دارد. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 6 ).
زنگِ در ( به انگلیسی: doorbell ) نوعی ابزار یا دستگاه علامت دهنده است که معمولاً در نزدیکیِ یک ورودی، مثلاً در ساختمان قرار داده شده است تا با فشار دادن دکمهٔ زنگ، ساکنان داخل خانه متوجه حضور بازدیدکننده شوند.
campanello
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 هرگز مباد زنگی درتیغ تو ولیک تیغت چو زنگ در دل خصمت نشسته باد
💡 زنگ در دل ز کلامم نتواند شد سبز طوطیی همچو من آن آینه طلعت می خواست
💡 بی زنگ درین محفل آیینه نمیباشد آن دلکه تهی باشد ازکینه نمیباشد
💡 مکن چو خضر درین تیره خاکدان لنگر که آب زنگ درین جویبار میبندد
💡 مصاف لشکر روز و مصاف لشکر شب چو روم و زنگ در آویخته به یکدیگر