لغت نامه دهخدا
زدگان. [ زَ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِ زده. ضربت رسیدگان. صدمه دیدگان. زبون شدگان: ای جوانان، زدگان که بزینهار شما آیند نزنید که ایشان خود کشته شده اند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 697 ). رجوع به «زده » و «زدن » شود.
زدگان. [ زَ دَ / دِ ] ( اِ ) ج ِ زده. ضربت رسیدگان. صدمه دیدگان. زبون شدگان: ای جوانان، زدگان که بزینهار شما آیند نزنید که ایشان خود کشته شده اند. ( تاریخ بیهقی چ ادیب ص 697 ). رجوع به «زده » و «زدن » شود.
ضربت رسیدگان
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 از فیلمها یا برنامههای تلویزیونی که وی در آن نقش داشتهاست، میتوان به عقاب، چهار تانکچی و یک سگ، ماجراهای میخاو، قماری بالاتر از زندگی، رمز انیگما، خانه و جنزدگان اشاره کرد.
💡 در زمینلرزه بویین زهرا که در سال ۱۳۴۱ اتفاق افتاد، اسفندیار یگانگی به رایگان برای زلزلهزدگان چاه عمیق حفر کرد.
💡 نمایشنامههای عشق وحشی و نفرین قحطی زدگان از سم شپارد تحت عنوان عشق و نفرین
💡 مگر از کوچهٔ انصاف درآید یوسف ور نه سرمایهٔ سودا زدگان این همه نیست
💡 در ماه آوریل ۱۸۷۹ میلادی برای کمک به قحطی زدگان شهر وان در حیاط خانه خودمان چادر زدیم و برای نخستین بار نمایشنامهای اجرا کردیم. مبلغ هشت لیره از این اجرا عاید شد که برای انجمن حمایت از قحطی زدگان شهر وان فرستادیم.
💡 غافل از نالهٔ حیرت زدگانی هیهات چه فغانها که به گوش از لب خاموش آید