روند

لغت نامه دهخدا

روند. [ رَ وَ ] ( اِمص، اِ ) چنانکه روال در این اواخر اختراع به غلط شده و منشی ها و نویسندگان عامی در نوشته های خود می آورند و از آن روش و طریقه اراده می کنند روند نیز به معنی طریق و روش و ترتیب بکار می رود. سبک. وتیره. روال. روش. طریقه. طریق. || راههای تنگ و کج و معوج کوهستانی. ( یادداشت مؤلف ). || ( ق ) پیاپی. مستمر. دمریز. متصل. گویند: این بچه روند گریه می کند. ( فرهنگ لغات عامیانه ).
- یک روند؛ یک ریز. پیاپی.
روند. [ رِ وَ ] ( ع اِ ) روند صینی. دوایی است معروف و اطباء الف زیاده کنند پس راوند چینی گویند. ( منتهی الارب ). ریوند. راوند. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به راوند و ریوند شود.
روند. [ رَ وَ ] ( اِخ ) دهی از بخش صومای شهرستان ارومیه. سکنه آن 123 تن. آب آن از رود نازلو و چشمه. محصول عمده آنجا غلات و توتون. صنایع دستی زنان اهالی جاجیم بافی. ( از فرهنگ جغرافیایی ایران ج 4 ).

فرهنگ معین

(رَ وَ ) (اِ. ) رفتار، طریقه.

فرهنگ عمید

روش، رفتار، طریقه، طرز.
دور، دوره، نوبت.

فرهنگ فارسی

روش، رفتار، طریقه، طرز، دور، دوره، نوبت
( اسم ) روش رفتار طریقه.

فرهنگستان زبان و ادب

{trend} [آینده پژوهی و آینده نگری] الگوی تغییر منظم داده ها و پدیده ها در یک بازۀ زمانی مشخص

ویکی واژه

رفتار، طریقه.

جمله سازی با روند

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گر می‌رسند سخت سزاوار می‌رسند ور می‌روند سخت سزاوار می‌روند

💡 بسته و خسته روند تیغ وران پیش او بسته به شست کمند، خسته به گرز گران

💡 چو سر برآرد گنده، سرش فرو گیریم بزخم سیلی و مور روند بر کافوز

💡 اهل کشور به مدت دو سه بال می‌روند آن‌چنان به راه ضلال

💡 همچو بادی دگران بر درت آیند و روند بر سر کوی تو چون خاک همام است مقیم

💡 دنیاش نباشد غم عقبی نخورد آن است رونده کاین چنین ره سپرد

قرین رحمت یعنی چه؟
قرین رحمت یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز