روفتن

لغت نامه دهخدا

روفتن. [ ت َ ] ( مص ) جاروب کردن و پاک کردن. ( از ناظم الاطباء ). رفتن. مصدر دیگر غیر مستعمل آن رویش یا روب است. روبیدن. پاک کردن. جاروب کردن. خاشاک جایی را بیرون کردن. با جاروب یا جامه ای همه را بردن. ( یادداشت مؤلف ):
به نیم گرده بروبی به ریش بیست کنشت
به صد کلیچه سبال تو شوله روب نرفت.عماره مروزی.چه بایدت کردن کنون بافدم
مگر خانه روبی چو روبه بدم.ابوشکور.به شبگیر سرگینش بیرون بری
بروبی و خاکش به هامون بری.فردوسی.بساط زرکش او را به روی روبد ماه
زمین همت او را به سر کشد کیوان.فرخی.به چوب و لگد راه را کوفتند
به نیرنگها برف را روفتند.نظامی.به فرمان شه راه می روفتند
گریوه به پولاد می کوفتند.نظامی.خانه دوستان بروب و در دشمنان مکوب. ( گلستان ).
- شوله روب؛ رفته گر. ( یادداشت مؤلف ):
به نیم گرده بروبی به ریش بیست کنشت
به صد کلیچه سبال تو شوله روب نرفت.عماره مروزی.- فروروفتن؛ رفتن. روفتن. پاک کردن. زایل کردن:
به سلطانی چو شه نوبت فروکوفت
غبار فتنه از گیتی فروروفت.نظامی.|| سودن و مالیدن. ( ناظم الاطباء ).

فرهنگ معین

(تَ ) (مص م. ) نک روبیدن.

فرهنگ عمید

= روبیدن

فرهنگ فارسی

روبیدن، رفتن
( مصدر ) رفتن روبیدن پاک کردن خام و خاشاک.
جاروب کردن و پاک کردن. پاک کردن

ویکی واژه

نک روبیدن.

جمله سازی با روفتن

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 گاه دست‌افشان قدم می‌کوفتند گه به سجده صفه را می‌روفتند

💡 جوهر ایمان ز دل پاک فراروفتن گردی از آن در خیال بهر قسم داشتن

💡 چون خیالی می‌شود در زهد تن تا خیالات از درونه روفتن

💡 طبل وفا کوفتند راه سما روفتند عیش شما نقد شد نسیه فردا کجاست

💡 چنان ناخن و سم زمین کوفتند که گرد زمین را همی روفتند

💡 پیش او روفتند تا درگاه حور و غلمان به جعد و گیسو راه

ورژن یعنی چه؟
ورژن یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
رویداد یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز