روبش

فرهنگستان زبان و ادب

{wipe} [سینما و تلویزیون] نوعی جلوۀ انتقالی که در آن یک نما به تدریج نمای دیگری را به اشکال مختلف بیرون راند یا پاک کند یا بپوشاند

ویکی واژه

نوعی جلوۀ انتقالی که در آن یک نما به‌تدریج نمای دیگری را به اشکال مختلف بیرون راند یا پاک کند یا بپوشاند.

جمله سازی با روبش

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب

💡 عرش اعظم که بود بال ملک جاروبش قبه بارگه حشمت درویشان است

💡 کرا به گیتی سیر بهار و بستانی است مرا ز روبش سیر بهار و بستان بود

💡 بنمود کوکب او رو در نشیب و عالم شد تیره از غروبش چون از غروب بیضا

💡 آفتابی را که خواهد شد سیاه وز غروبش بر لوش دادند راه

💡 آن قبله‌ای‌ که جانب محراب ابروبش خم دارد از هلال غرور نگاه عید

💡 کارگر نظافت با دقت بسیار زیاد شروع به روبش کف سالن بزرگ کرد تا تمام گرد و غبارها و آلودگی‌های موجود را از سطح زمین به طور کامل پاک کند.

💡 پیش از برگزاری مراسم بسیار مهم و رسمی، باید تمام محوطه حیاط را با دقت روبش کرد تا هیچ اثری از برگ‌های خشک یا زباله باقی نماند.

💡 او با استفاده از یک جاروی مخصوص، شروع به روبش کوچه‌های باریک شهر کرد تا در آستانه سال نو، شهر را برای بازدیدکنندگان آماده و تمیز کند.

کلمات مرتبط

پیشنهاد شما
پیشنهادهای کاربران