لغت نامه دهخدا
روائی. [ رَ ] ( حامص ) رجوع به روایی شود.
روائی. [ رَ ] ( حامص ) رجوع به روایی شود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 می شود از کاهلی همیشه را بازار گرم خصم می بالد به خود چون گل ز بی پروائیم
💡 شعلهٔ شمع رخت بر همه کس روشن کرد کآتش خرمن پروانهٔ بیپروائی
💡 چه پروائی دگر از روز محشر دارد ای زاهد کسی کودیده باشد محنت شبهای تنهائی
💡 حاجت از حق جوی خواجو زانک ملک هر دو کون با وجود جود او حاجت روائی بیش نیست
💡 که تا دوران گردون را روائیست بنای کار او بر بیوفائیست
💡 من چنان حیران حسن روی یارم کز جهان جز نظر بروی ندارم هیچ پروائی دگر