رسوائی

لغت نامه دهخدا

رسوائی. [ رُس ْ ] ( حامص ) رسوایی. رجوع به رسوایی شود.

فرهنگ فارسی

یا رسوایی

ویکی واژه

diffamazione
scandalo

جمله سازی با رسوائی

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 فتادی گر کسی را طشت از بام ز رسوائی خبر نشنیدی ایام

💡 آخر بدهی به ننگ و رسوائی بی شک یک روز لاف و لامش را

💡 جنون و عشق بتان باعثم به رسوائیست کجاست می که مهیا شدست مایحتاج

💡 ز رسوائی کنون طاقت ندارم که سر در حضرت جانان برآرم

💡 از بام چو افتاد مرا طشت برندی رسوائی از اندازه برون شد شده باشد

💡 شیدائی عشقم من و رسوائی جانان با حور و بهشت و ورع و زهد به بستم

دولو یعنی چه؟
دولو یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
صنعت یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز