رخت کن. [ رَ ک َ ] ( نف مرکب ) کننده و بیرون آرنده جامه. که لباس خود را درمی آورد. درآرنده ٔجامه. بیرون کننده جامه از تن. آنکه جامه خود را از تن می کند و برمی آورد. || ( اِ مرکب ) آنجای از گرمابه که در آن لباس می کنند. ( ناظم الاطباء ). سربنه حمام. جامه کن حمام. محوطه ای در خارج حمام برای نهادن جامه ها. بنه. بینه. مسلخ. ( یادداشت مؤلف ).
( ~. کَ ) (اِمر. ) اتاقی که در آن لباس از تن درآورند و در جارختی گذارند، جایی از گرمابه که در آن لباس ها را از تن درآورند.
جایی در حمام، ورزشگاه، و مانند آن برای عوض کردن لباس.
( اسم ) اطاقی که در آن لباس خود را بیرون آورند و به رخت آویز آویزان کنند.
جایی که لباس ازتن بیرون آورندودرجارختن بگذارند
{cloak room} [گردشگری و جهانگردی] محلی برای نگهداری بالاپوش مهمانان در مهمان خانه/ هتل و عذاخوری/ رستوران و غیره
اتاقی که در آن لباس از تن درآورند و در جارختی گذارند، جایی از گرمابه که در آن لباسها را از تن درآورند.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 گر بلبل از درخت کند آشیان تهی مأوای او نماند بر کرکس و زغن
💡 من و درخت کنون هر دوان بیک صفتیم منم ز یار جدا مانده و درخت از بار
💡 هوسم بود که دیده ز همه ستانم و پس به هزار دیده شبها به رخت کنم نظاره
💡 کنی شکوفه هر آبی که خوردهای چو درخت کنون اگرچه ز جُلاّب میزنی آروق
💡 جوانی ستم برجوانان مکن که چرخت کند شاخ هستی زبن
💡 فرش زمین نوشته ز پهنا درازنا رخت درخت کنده و بگسسته پود و تار