دولتخواه. [ دَ / دُو ل َ خوا / خا ] ( نف مرکب ) خواهنده دولت. خواهان دولت. || نیکخواه و خیرخواه. ( ناظم الاطباء ). خواهان دولت و سعادت کسی یا کسانی. دعاگوی دولت کس یا کسان. ( یادداشت مؤلف ):
ترا نجوم و فلک لشکر است و لشکرگه
ترا ملوک و ملک داعی اند و دولتخواه.سلمان ساوجی.من نه آنم که به جور از تو بنالم حاشا
بنده معتقد و چاکر دولتخواهم.حافظ.|| طرفدار دولت و حکومت. طرفدار هیأت حاکمه. صمیمی به دولت. ( یادداشت مؤلف ). و رجوع به دولتخواهی شود.
( ~. خا ) [ ع - فا. ] (ص. ) ۱ - طرفدار حکومت. ۲ - خیراندیش، خیرخواه.
۱. خواهان دولت، طرف دار دولت.
۲. خیرخواه.
( صفت ) نیک خواه خیر خواه.
طرفدار حکومت.
خیراندیش، خیرخواه.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 بزن یک گام در همراهی من ببین جاوید دولتخواهی من
💡 از آن بگرفت زنگ آئینه ماه که آن گویا نه دولتخواه باشد
💡 تو را نجوم فلک لشگر است ولشگر گاه تو را ملو ک وملک را عیند و دولتخواه
💡 بر در بار جلالش به تواضع باشند سروران طوق کش ربقه دولتخواهی
💡 ز دولتخواهی توست اینکه جامی بود پیوسته دولتخواه خوبان
💡 بنده بس معتقد و خادم و دولتخواهست این قدر هست که او را هنری نیست دریغ