دسترسی. [ دَ رَ / رِ ] ( حامص مرکب ) قدرت و توانائی. ( ناظم الاطباء ). قوت. توان. امکان. ( با داشتن و نداشتن صرف شود ):
گر دست کرامتی ترا هست
از دسترسی بود نه زین دست.نظامی.- دسترسی داشتن؛ امکان وصول داشتن:
نه دسترسی به یار دارم
نه طاقت انتظار دارم.سعدی.
۱. قدرت، توانایی، قدرت دست یافتن به چیزی.
۲. توانگری.
قدرت توانایی.
قوت توان امکان
{access} [مهندسی مخابرات] امکان استفاده از خدمات یا مراکزی که در شبکه موجود است
{access road} [حمل ونقل درون شهری-جاده ای] راهی ارتباطی که از مسیر اصلی منشعب شود و امکان دسترسی به خیابان های اطراف را میسر سازد * این معادل مخفف "راه دسترسی" است.
دسترسی (Access)
(یا: دستیابی) داشتن اجازۀ ورود به یک سیستم رایانه ای یا داشتن اجازه برای دیدن، خواندن یا انجام عملیاتی با یک پایگاه داده ای. دسترسی معمولاً در رابطه با فایل ها، دیسکها، رکوردها و یا ورود به شبکه های اطلاعاتی معنا می یابد.
accesso
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 مرا به شیفتگی سرزنش مکن یارا که هیچ گونه ندارم به صبر دسترسی
💡 غریب شهر تو جامی نداشت دسترسی جز آنکه پیش تو این گفته غریب آورد
💡 نه برگ خلوت و نه روی در میان بودن نه چاره دگر الّا سفر نه دسترسی
💡 من دست نخواهم برد الا به سر زلفت گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی
💡 هر کس که به جان دسترسی داشته باشد باید که به دل مهر کسی داشته باشد
💡 ای مادر اگر دسترسی داشتمی سنگ سیه از گور تو برداشتمی