دریای نیل. [ دَرْ ی ِ ] ( اِخ ) رود نیل، و آن دو شعبه دارد، نیل ازرق ( آبی ) و نیل ابیض ( سفید ):
بزد مهره بر کوهه ژنده پیل
زمین جنب جنبان چودریای نیل.فردوسی.سپهدار قارن چو آشفته پیل
زمین کرده از خون چو دریای نیل.فردوسی.که شاپور گرد است با زور پیل
به بخشندگی همچو دریای نیل.فردوسی.بزد نای روئین ابرپشت پیل
جهان شد زلشکر چو دریای نیل.فردوسی.به بالای سروست و با زور پیل
به بخشش به کردار دریای نیل.فردوسی.ژنده پیلان کز در دریای سند آورده ای
سال دیگر بگذرانی از لب دریای نیل.فرخی.رجوع به نیل در ردیف خود شود.
رود نیل دو شعبه دارد. نیل ارزق ( آبی ) و نیل ابیض ( سفید ).
نیل
نیل، رودنیل، شاهنامه گاهی رودهای بزرک دریا مینامد مانند دریای سند که مقصود رود سند است. ز بس تخت پیروزه بر پشت پیل..... درفشان به کردار دریای نیل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 که شاها سپه آمد و کوس پیل به جوش است صحرا چو دریای نیل
💡 بدل گفت پیکار با ژنده پیل چو غوطه است خوردن بدریای نیل
💡 برستم چنین گفت کای ژنده پیل ببینی کنون موج دریای نیل
💡 کعبه ام شد پایمال پای پیل موسیم شد غرقه ی دریای نیل
💡 به امل گذشت از ره اردبیل به گرگان بیامد چو دریای نیل
💡 وراگیو خوانند پیلست و بس که در رزم دریای نیلست و بس