دربه در

فرهنگ معین

(دَ. بِ. دَ ) (ص مر. ) کسی که از خانه و خاندان خود آواره شده.

فرهنگ عمید

۱. آواره، بی خانمان، کسی که از خانه و مسکن خود رانده و آواره شده باشد.
۲. (قید ) از این در به آن در، از یک خانه به خانۀ دیگر، در همه جا.
* دربه در شدن: (مصدر لازم ) [عامیانه، مجاز] سرگردان شدن.

جمله سازی با دربه در

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تا سر خود نسپردیم به خاک در دوست خاطر آسوده نگشتیم از این دربه دری

💡 حسودانش به عالم دربه در باد همه خاک مذلت شان به سر باد

💡 بگفت این سخن پهلوان با پسر که برخوان به پیران همه دربه در

💡 نشاط هر گذر و خوش دلی هر کویی برای یک نظرم دربه در چرا داری

💡 در وای غربت خوش دربه درم کرد در گوشه محنت جا داد مدامم

💡 آوارهٔ عالم، نگهی، ساخته ما را آن گوشه نشین، دربه در انداخته ما را

اسرار کردن یعنی چه؟
اسرار کردن یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
مهر امیز یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز