لغت نامه دهخدا
دام پرور. [ پ َ وَ ] ( نف مرکب ) پرورنده حیوانات اهلی. مربی دام. تربیت کننده دام یعنی حیوانات اهلی.
دام پرور. [ پ َ وَ ] ( نف مرکب ) پرورنده حیوانات اهلی. مربی دام. تربیت کننده دام یعنی حیوانات اهلی.
پرورش دهندۀ حیوانات اهلی، مانندِ گاو و گوسفند.
پرورند. حیوانات اهلی
پرورنده دام، پرورش دهنده حیوانات اهلی
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 با غصب زمینهای کشاورزی و تبدیل آنان به چراگاه برای کوچیها، کشاورزی و دامپروری هزارهها رو به نابودی رفت. همچنین از شروع اولین اذیت و آزار هزارهها، کوچ آنان به مناطق دور و نزدیک و کشورهای همسایه آغاز گشت. دهها هزار از آنان به هند (و پاکستان فعلی)، ایران و آسیای مرکزی رفتند.
💡 اگرچه وسعت اراضی کشاورزی بسیار اندک است، ولی وجود چراگاههای کوهستانی باعث رونق دامپروری شدهاند.
💡 این روستا قدمتی بیش از ۵۰۰ ساله داشته و از قدیم غالب مردم این روستا مشغول کشاورزی، دامپروری، پرورش ماهی و صیادی میباشند. این روستا در گذشته به دلیل وجود جویهای آب (در زبان تبری: کیله) و گذر جوی بزرگتر از میان آن به شاهکیله معروف شد. این جوی (کیله) امروزه نیز در روستا قابل مشاهده میباشد.
💡 روستای اسطلخ کوه دارای آب و هوای معتدل کوهستانی است و ارتفاع از سطح دریای آن بالغ بر ۲۲۸۰ متر میباشد و مردمان آن به کار زراعت و دامداری مشغولند و به دلیل نبود کارخانجات صنعتی در منطقه و سنتی بودن کشاورزی و دامپروری برای امرار معاش اکثر آنها به شهرهای صنعتی ازجمله شهر قدس، کرج، قزوین، ملارد (سراسیاب)، تهران و رشت مهاجرت کردهاند.[نیازمند منبع]
💡 جزیره قشم تا حدودی توان بالقوه برای دامپروری را دارد و هماکنون دامپروری به روش سنتی در جزیره انجام میگیرد. نزدیک به ۲۰۰۰ راس بز از نژادهای مخصوص تالی، جزیرتی، پاکستانی و هم چنین حدود ۳۰۰۰ راس گوسفند و گاو گوساله و چند هزار ماکیان در جزیره وجود دارد.