استیجار

لغت نامه دهخدا

استیجار. [ اِ ] ( ع مص ) استئجار. به مزد گرفتن مزدور را. بمزد فاستدن. ( تاج المصادر بیهقی ) ( زوزنی ). به مزدوری گرفتن. به مزد خواستن کسی را: استأجرته؛ به مزد خواستم او را. || اجاره کردن. || اجاره داری. و استجاره به جای استیجار غلط است.

فرهنگ معین

( اِ ) [ ع. ] (مص م. ) اجاره کردن.

فرهنگ عمید

اجاره کردن.

فرهنگ فارسی

اجیرکردن، به مزدوری گرفتن، به اجاره خواستن، اجاره کردن، اجاره داری، استیجاری: منسوب به استیجار، اجارهای، مزدی
۱ - ( مصدر ) اجیر کردن بمزد گرفتن مزدور را ۲ - اجاره کردن ( خانه دکان و جز آنرا ) توضیح استعمال بجای ( استیجار ) نادرست است.

ویکی واژه

اجاره کردن.

جمله سازی با استیجار

جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.

💡 تشکل صنفی قنادان ابتدا در سال ۱۳۲۴ به‌صورت سندیکا در یک مکان استیجاری در خیابان بهارستان ایجاد شد. اتحادیه رسماً در سال ۱۳۲۵ پایه‌گذاری شد و با شمارهٔ ۳۳ به‌ ثبت رسید.

💡 در بیست و پنجمین سال تأسیس آلیک، یعنی در ۱۹۵۶ میلادی، با خرید ساختمان استیجاری محل استقرار روزنامه، سرانجام آلیک صاحب ساختمانی تحت مالکیت خود شامل بخش‌های هیئت تحریریه، حسابداری، انتشارات، کتابخانه، چاپخانه، انبار و تالار اجتماعات شد.

💡 گفته شده خانهٔ سیستانی ملک شخصی او نیست و منزلی استیجاری است و او از سال ۱۹۷۰ میلادی به مدت ۴۶ سال در این مکان زندگی می‌کند.

💡 آریا پروازهای خود را با بهره‌گیری از هواپیماهای استیجاری یاک ۴۰ و توپولف ۱۵۴ آغاز نمود.

نکوهیدن یعنی چه؟
نکوهیدن یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
قه یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز