فرهنگ عمید
( آذین بندی ) زینت کردن درودیوار دکان و کوچه وبازار در روزهای جشن و شادمانی، آذین زدن، آذین نهادن، آذین بستن، آیین بندی، چراغانی.
( آذین بندی ) زینت کردن درودیوار دکان و کوچه وبازار در روزهای جشن و شادمانی، آذین زدن، آذین نهادن، آذین بستن، آیین بندی، چراغانی.
( آذین بندی ) زینت و آرایش کردن دکانها و بازارها در ایام جشن و شادمانی.
آذین، آذین بستن. آیین بندی. مردم... مشغول آذینبندی بودند. «حاجسیاح»
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 معتصم به آبادانی آلمریا همت گماشت، کاخی بزرگ ساخت که آذینبندی بسیار داشت. مجاری آب را به شهر کشاند و آن را به مسجد جامع آلمریا وصل کرد. سیستم آبیاری را در باغها منظم ساخت و کاخهای دیگر در بیرون شهر ساخت و این باغها را به آن وصل کرد.