لغت نامه دهخدا
( آمدشد ) آمدشد. [ م َ ش ُ ] ( اِمص مرکب ) آمد و شد. رفت و آمد. مراوَده:
ندانی که ویران شود کاروانگه
چو برخیزد آمدشد کاروانی ؟منوچهری. || تکرار:
کشیده دار به دست ادب عنان نظر
که فتنه دل از آمدشد نظر یابی.کمال اسماعیل.
( آمدشد ) آمدشد. [ م َ ش ُ ] ( اِمص مرکب ) آمد و شد. رفت و آمد. مراوَده:
ندانی که ویران شود کاروانگه
چو برخیزد آمدشد کاروانی ؟منوچهری. || تکرار:
کشیده دار به دست ادب عنان نظر
که فتنه دل از آمدشد نظر یابی.کمال اسماعیل.
( آمد شد ) ( ~. شُ ) (مص مر. ) ۱ - آمد و شد، رفت و آمد. ۲ - تکرار.
( آمد شد ) ( مصدر ) ۱ - آمد و شد رفت و آمد مراوده. ۲ - تکرار.
آمدوشد
آمد و شد، رفت و آمد. تکرار.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 به روی خود چو در بندم در آمد شد مردم دلم را فتنه و شور از در و دیوار برخیزد
💡 این زمینی ست که هر شیب و فرازی که در اوست جای آمد شد آن سرو خرامان بوده ست
💡 شهابالدین سُهرِوَردی در سال ۵۴۹ هجری قمری / ۱۱۵۴ میلادی در دهکدهٔ سهرورد زنجان متولد شد. وی تحصیلات مقدماتی را که شامل حکمت، منطق و اصول فقه بود نزد مجدالدین جیلی استادِ فخر رازی در مراغه آموخت و در علوم حکمی و فلسفی سرآمد شد و با ذکاوت ذهن و نیکاندیشی که داشت بر بسیاری از علوم اطلاع یافت.
💡 احمد بن احمد بن محمد ابیخَطوه شهرتیافته به احمد ابوخطوه (۱۸۵۲ – ۱۹۰۶) قاضی شرعی و فقیه حنفی مصری بود. در دانشگاه الازهر درس خواند و در معقولات سرآمد شد. در همانجا به تدریس پرداخت، مفتی دیوان اوقاف، عضو دادگاه عالی شرعی شد؛ سپس نمایندهٔ دیوان عالی منصوب شد. إرشاد الأمة الإسلامیة إلی أقوال الأئمة فی الفتوی الترنسفالیة اثر اوست.
💡 با اصلاحات انگلیسی و قطع ارتباط با کلیسای کاتولیک رومی، دانشمندان از آکسفورد به اروپای قاره گریختند و به ویژه در دانشگاه دوآی مستقر شدند.[۳۱] روش تدریس در آکسفورد از روش مکتبی قرون وسطایی به آموزش دوره رنسانس تبدیل شد، اگرچه مؤسسات مرتبط با دانشگاه متحمل خسارت زمین و درآمد شدند. شهرت آکسفورد بهعنوان مرکز یادگیری و دانشآموزی در عصر روشنگری کاهش یافت. ثبت نام کاهش یافت و تدریس نادیده گرفته شد.
💡 «أَوْ یَأْخُذَهُمْ فِی تَقَلُّبِهِمْ» یا ایشان را فرا گیرد در آمد شدن ایشان، «فَما هُمْ بِمُعْجِزِینَ (۴۶)» که نتوانند که ازو بیش شوند.