جوالدوز. [ ج َ / ج ُ ] ( اِ مرکب ) سوزنی بزرگ و درشت برای دوختن توبره و جوال و امثال آن. مِسَلّة. ( زمخشری ). سوزن کلان که جوال به آن دوزند. ( آنندراج ):
سعدی خط سبز دوست دارد
نه هر علف جوال دوزی.سعدی.- امثال:
احمدک وقتی بیکار میماند جوالدوز بخود میزند.
یک سوزن به خود بزن یک جوالدوز به دیگران.
|| ( نف مرکب ) آنکه جوال دوزد. دوزنده جوال.
( ~. ) (اِمر. ) سوزن بزرگی که برای دوختن جوال و پارچه های ضخیم به کار می رود.
سوزن درشت که برای دوختن جوال و پارچه های ستبر به کار می رود.
سوزنی بزرگ و درشت برای دوختن توبره و جوال و امثال آن.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 تو با حیل ز بخارا جوال و ژنده خویش به من فرست که آن را جوالدوز منم
💡 فریاد مقلدان ازو نیست جز بانگ خر از جوالدوزی
💡 گویند غلام او خطی دارد سبز خط نی تو بگو جوالدوزی دارد