لغت نامه دهخدا
( آوازه خوان ) آوازه خوان. [زَ / زِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آنکه شغلش خواندن آواز است. مُغنی. خواننده. قوال. خنیاگر. || مغنیه. مطربه. عالمه. قینه ( چون خواننده زن باشد ).
( آوازه خوان ) آوازه خوان. [زَ / زِ خوا / خا ] ( نف مرکب ) آنکه شغلش خواندن آواز است. مُغنی. خواننده. قوال. خنیاگر. || مغنیه. مطربه. عالمه. قینه ( چون خواننده زن باشد ).
( آوازه خوان ) ( ~. خا ) (ص فا. ص مر. ) کسی که آواز خواند، خوانندة حرفه ای.
( آوازه خوان ) ‹آوازخوان›
۱. کسی که پیشه اش آوازه خوانی است، خواننده.
۲. کسی که آواز خوب دارد و به همراه آهنگ خوب می خواند.
( آوازه خوان ) ( اسم صفت ) کسی که آواز خواند خوانند. حرفه یی مغنی.
آنکه آواز میخواند. خواننده، آوازخوان. کسی که آواز خواند، خواننده حرفهای.
💡 از فیلمهایی که وی در ساخت موسیقی آنها نقش داشتهاست، میتوان به شهر ترانه و شهر آوازهخوانی اشاره کرد.
💡 آوازهخوانان حرفهای اغلب در یک سبک موسیقی فعالیت میکنند؛ مثلاً موسیقی کلاسیک یا راک و زیر نظر معلمان و مربیانِ آواز آموزش میبینند.
💡 ابن رامین سه کنیز آوازهخوان بهنامهای «سلامه زرقا»، «سُعدی» و «ربیحه» داشت. اسماعیل بن عمار دوستدار هر سه بود.
💡 چهارم: ابی بیشتر مورد توجه مخاطبانی است که به رغم آنکه میدانند در موسیقی پاپ برخلاف موسیقی سنتی، جنس و قدرت و طنین صدای آوازهخوان چندان موضوع مهمی نیست، صدای ابی را از این منظر نیز در خور توجه و ستایش قلمداد میکنند.
💡 خوانندگی یا آوازخوانی عمل تولید اصوات موسیقایی با استفاده از صدای انسان است. تفاوت آن با سخن گفتن معمولی در ریتم و تونالیته آن است. کسی که آواز میخواند را خواننده یا آوازهخوان مینامند.