لغت نامه دهخدا
( آغارش ) آغارش. [ رِ ] ( اِمص ) اسم مصدر آغاریدن:
نه آغارش پذیرد زآب آهن.( ویس و رامین ).
( آغارش ) آغارش. [ رِ ] ( اِمص ) اسم مصدر آغاریدن:
نه آغارش پذیرد زآب آهن.( ویس و رامین ).
( آغارش ) ۱. خیسیدگی، نم کشیدگی.
۲. آغشتگی.
اسم مصدر از آغاردن؛ خیس خوردگی، رطوبت. آغارش به زبان بهاری به دو بخش آ - غارش قابل تجزیه است و غارِش به معنی وجب است. در کل آغارش به معنی «ها یک وجب» خواهد بود.
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 نه آغارش شود مانع نه انجام نه ابلیسش حجاب آید نه آدم
💡 نه او خواهش پذیرد هرگز از من نه آغارش پذیرد ز آب آهن