آتش زن
مترادفها
آتشافروز
متضادها
خاموشگر
ویکی واژه
آتشزن
آتش، آتش زدن.
(علوم زمینی): آتشزنه.
جمله سازی با آتش زن
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بر خاک سر کویت بادی که گذر یابد آتش زند از غیرت بر کلبه عطاران
💡 آتش زند به بال و پر از شعلههای شوق پروانهای که آرزوی محفلش کند
💡 وان آب شفق رنگ روان ساز که در جام آتش زند از جلوه چو گل آب روان را
💡 و گر آتش زند فاقه چنان در خانمان من که نگذارد ز دنیا وی مرا تا آب در کوزه
💡 بر سمندر شعله جانسوز آب زندگی است عشق چون باشد، در آتش زندگی دشوار نیست
💡 جنون کن در بنای خانمان هوش آتش زن همین وضعت خلاص از کلفت اسباب میسازد
💡 پلیس پس از بررسی دقیق صحنه جرم، موفق شد هویت آن آتش زن خودخواه را که باعث نابودی جنگلهای حفاظت شده شده بود، شناسایی کند.
💡 در گزارش آتشسوزی اعلام شد که یک آتش زن عمدی با استفاده از مواد سوختنی، باعث ایجاد حریق گسترده در انبار مواد شیمیایی شد.
💡 عدالت باید به گونهای اجرا شود که هیچ آتش زن یا ویرانگری نتواند با اقدامات بیملاحظه خود به امنیت و آرامش جامعه آسیب بزند.