اکیل

لغت نامه دهخدا

اکیل. [ اَ ] ( ع ص ) اکول. ( اقرب الموارد ) ( ناظم الاطباء ). بسیارخوار. ( دهار ). || خورنده. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ). || همکاسه. ( ناظم الاطباء ) ( منتهی الارب ) ( مهذب الاسماء ) ( دهار ) ( از اقرب الموارد ). همراه خورنده. ( آنندراج ) ( غیاث اللغات ). همخور. همکاسه.( نصاب الصبیان ). || بزی که جهت شکار گرگ ونحو آن استاده کنند. || چارپایی که آنرا سبع خورده باشد. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). || مأکول. ( اقرب الموارد ): هزار و سیصد مرد بر آن صحرا ضجیع تراب و اکیل غراب گردانیدند.( ترجمه تاریخ یمینی ص 227 ). و رجوع به اکیلة شود.

فرهنگ معین

( اَ ) [ ع. ] (ص. ) همکاسه، همخور.

فرهنگ فارسی

اکول، پرخور
( صفت ) همکاسه همخور.

ویکی واژه

همکاسه، همخور.

جمله سازی با اکیل

💡 اکیلی، روستایی از توابع بخش سردشت شهرستان دزفول در استان خوزستان ایران است.

💡 سون، سوخولدی سورویه، بیر سورونی سؤکدی- داغیتدی اکیلیب، ایت گئدیب ایتدی

💡 ابوالحسن احمد بن عبدالله بن محمد بن عباد اکیلی که به ابن عباد شهره است، شاعر یمنی است که در حوزه سیاست فعالیت داشته‌است. وی در جنگ‌هایی علیه فرمانروای صنعا عاملیت داشته‌است که در نهایت، به سرکوب و گریختنش به عراق انجامید.

💡 بیر (کافیه) اوندان باجاری یادگار اولسون باش یولمادا، بیرتئلدی قالان کاکیلمیزدن

💡 در حالی که آکراتاری و داکیلیا بخشی از اتحادیه اروپا نیستند، با قوانین اتحادیه اروپا همسو هستند و از پایگاه‌های نظامی بریتانیا در آنجا برای عملیات‌های نظامی و اشغالگری در سراسر جهان استفاده می‌شود.

کماندو یعنی چه؟
کماندو یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
قمبل یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز