اقاويل
مترادفها
سخنان، گفتهها، اقوال
لغت نامه دهخدا
اقاویل. [ اَ ] ( ع اِ ) ج ِ اقوال. ( منتهی الارب ) ( ناظم الاطباء ). جج ِ قول. ( ترجمان القرآن ) ( ناظم الاطباء ) ( آنندراج ): و اقاویل انصاف ازاباطیل خلاف صیانت کنی. ( سندبادنامه ). او را بمواعیدزور و اقاویل غرور بفریفت. ( ترجمه تاریخ یمینی ).
فرهنگ معین
( اَ ) [ ع. ] ( اِ. ) جِ اقوال، ججِ قول.
فرهنگ عمید
= قول qo[w]l
فرهنگ فارسی
جمع اقوال و جمع الجمع قول
( اسم ) جمع اقوال جمع الجمع: قول گفتارها سخنان.
جمله سازی با اقاويل
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید.
💡 آراء الفلاسفه یا اختلاف الاقاويل في المبادي کتابی با نویسندهٔ نامشخص است که از منابع اولیه تاریخنگاری فلسفهٔ یونان در جهان اسلام به شمار میرود. کتاب شامل مجموعهای از نظرات یونانیان باستان راجع به مسائل الهیاتی است. از این کتاب یک نسخهٔ خطی منحصربهفرد باقی ماندهاست. در قرون اولیه اسلامی، این کتاب را بهغلط اثر آمونیوس میپنداشتند.