آتشپا

لغت نامه دهخدا

( آتش پا ) آتش پا. [ ت َ ] ( ص مرکب ) مجازاً تندرو. دوان:
باز در بستندش و آن درپرست
بر همان امید آتش پا شده ست.مولوی.جنیبت بس که آتش پای گشته
هلال نعل پروین سای گشته.امیرخسرو دهلوی.

فرهنگ معین

( آتشپا ) ( ~. )(ص مر. ) تیزرو، بی قرار و آرام.

فرهنگ عمید

( آتش پا ) ۱. تندرو، تیزرو.
۲. بی قرار، بی آرام.

فرهنگ فارسی

( آتش پا ) تندرو دوان

فرهنگ اسم ها

اسم: آتش پا (پسر) (فارسی)
معنی: تندرو دوان

ویکی واژه

آتش‌پا
(مجاز): تندرو، چالاک، تیزرو.
بی‌قرار و مشتاق.

جمله سازی با آتشپا

💡 دلم بریان و تن سوزان و آهم آتشین باشد تو آتشپاره‌ای دل در تو بستن اینچنین باشد

💡 دلم در ناله از پهلوی داغ سینه تابستی بر آتشپاره ای چسبیده لختی از کبابستی

💡 آتشپاره شهر فیلمی به کارگردانی و نویسندگی رضا صفایی محصول سال ۱۳۵۰ است.

💡 بازم چو شمع آتش به جان زد آتشین‌رخساره‌ای هست از دل صدپاره‌ام هر پاره آتشپاره‌ای

💡 ز قرب شمع چون فانوس ایمن باشد از آفت؟ که چون پروانه آتشپاره ای را در کمین دارد

💡 سر و کارم به آتشپاره‌ای افتاد کز خویش چو از گلبرگ شبنم جوهر از شمشیر می‌ریزد