آتش پای

ویکی واژه

آتش‌پای
(مجاز): تندرو، چالاک، تیزرو.
بی‌قرار و مشتاق.

جمله سازی با آتش پای

💡 چوخشم آتش پای وچوصبرآهن خای چومرگ ناگه گیروچوعمرخوش رفتار

💡 بسوزانم درآتش پای تا سر ز من بشنو چوهستی شاه و سرور

💡 چون صبح اگر چه آتش پایم، فسرده‌ام چون سایه آن زمان که سوارم پیاده‌ام

💡 راه عشق است این، به آتش پایی خود پر مناز خار این وادی مکرر برق را در پا نشست

💡 بماند آن رخش آتش پای سرکش گرفت ماه شد در برج آتش

💡 آیت از روی برد و عقل از رای تو سوی نان هنوز آتش پای

منعقد یعنی چه؟
منعقد یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فاک یعنی چه؟
فال امروز
فال امروز