اسبوع
«اسبوع» واژهای عربی است که در زبان فارسی نیز وارد شده و به معنای هفته به کار میرود. این کلمه بیانگر دورهای هفت روزه است که از یک روز مشخص آغاز و پس از هفت روز پایان مییابد. ریشه «اسبوع» به عدد هفت مرتبط است و در اصل مفهوم هفتتایی یا هفت بار را منتقل میکند. در کاربرد روزمره، «اسبوع» معمولاً معادل یک هفته تقویمی در نظر گرفته میشود و برای برنامهریزی زمان به کار میرود. علاوه بر معنی هفته، «اسبوع» گاهی به معنای هفت بار یا تکرار هفتگانه نیز آمده است، که در متون قدیمی و دینی کاربرد دارد. در ادبیات و متون تاریخی، این واژه برای بیان دورههای زمانی هفت روزه یا تعداد دفعات هفتگانه استفاده شده است. این واژه از نظر معنایی نشاندهنده تکرار، نظم و تقسیمبندی زمان است و مفهومی دقیق و منظم به روزها میدهد.
مترادفها
هفته
لغت نامه دهخدا
اسبوع. [ اُ ] ( ع اِ ) هفته. ( منتهی الارب ). هفت روز متعارفه. ج، اسابیع. ( مهذب الاسماء ). || هفت بار. ( مؤید الفضلاء ). طاف بالبیت اسبوعاً؛ هفت بار بر گرد خانه گردید. ( منتهی الارب ).
فرهنگ معین
( اُ ) [ ع. ] (اِمر. ) ۱ - هفته. ۲ - هفت بار. ج. اسابیع.
فرهنگ عمید
هفته.
جمله سازی با اسبوع
جملات نمونه از منابع مختلف جمع آوری شده است، اگر صحیح نیست یا توهین آمیز است، لطفا گزارش دهید. گزارش محتوای نامناسب
💡 بود به دهر ز هر عصر عصر او ممتاز چغان که عید ز ایام و جمعه از اسبوع